خب چی می خوای

خب چی می خوای
در این نمایشنامه ما شاهد زندگی زن و شوهری هستیم که در آینده ی نزدیک صاحب فرزندی می شوند.مرد مبتلا به بیماری سرطان است و نمی داند ازچه راهی می تواند به همسر باردارش این موضوع را بگوید. بنابراین تصمیم می گیرد مسئله ی بیماری را از زبان راننده ی تاکسی که احتمالا هر روز اورا از محل کار تا خانه می رساند، برای زنش بیان کند.
متن هشداری است به انسانی که از همه چیز شکایت دارد، از کنار زندگی و زیبایی هایش با بی اعتنایی گذر می کند و
همیشه در انتظار فرداست. فردایی که تضمینی برای آمدنش نیست دراین نمایشنامه در یک چهاردیواری کوچک مرد از مرگ می گوید و زن از زندگی، مرد از امروز می گوید و زن از فردا، و این اشاره ای از زندگی امروز است که اغلب انسانها در کنارهم نفس می کشند اما بسیار از هم دورند. صدای یکدیگر را می شنوند، به یک زبان صحبت می کنند اما حرف هم را نمی فهمند.

what-else-01

what-else-02

پاسخ دهید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *